بایگان عکس و کلمه
Photo
نوشین شفیعی
بدون عنوان از مجموعه‌ی شهر بازی
1397

متن

مهران مهاجر

دکان بازِ بسته

 عکس را که می‌بینم یاد شبانه‌ی فرهاد و شبانه‌ی شاملو می‌افتم اما انگار عکس نقیضه‌ی این شعر و ترانه است و ماجرا از قرار دیگری است. عکس در حال است و علی‌رغم این کنشِ یادآوری، ما را در حال نگاه می‌دارد و به گذشته نمی‌برد. هر چه می‌گوید از حال می‌گوید. این‌جا تاریکی نیست نور هست. خاکستری عکس روشن است و سایه‌ها انگار زنده‌اند و رو به بالا می‌روند. لکه‌های زرد و قرمز را هم می‌بینم. یاد شاعر بنیان‌گذار نیما هم می‌افتم. این یادآوری دیگر یکسر اتفاقی است. اما این زرد و قرمزی‌ هم انگار بی‌خودی این‌جا نیستند. شاید می‌خواهند جانی ببخشند به این طبیعت بی‌جان. پس به یاد سنت طبیعت بی‌جان هم می‌افتم اما نشانه‌ها در آن سنت اغلب بر غنا دلالت می‌کنند اما این‌جا حتی فقر را نمی‌بینیم، هیچ چیزی نمی‌بینیم. روشنی عکس دلالت می‌کند که در همان سنت به سراغ عکس‌های لتینسکی هم می‌شود رفت. این‌جا اما ته‌مانده‌ای هم نیست، هیچ نیست. سبدهای خالی و گاری‌چه‌های خالی تنها در خود ساکن‌اند. ژرفانمایی عکس ما را شتابان به ته و توی خالی آن می‌کشاند. 

و ما ساکن این خالی می‌مانیم و معلوم نیست در کدام قفسه‌ی خالی جا خوش کنیم.