بایگان عکس و کلمه
Photo
مهشید فرهمند
بدون عنوان از مجموعه‌ی مهاجران افغانستانی
دهه‌ی 1360

متن

غزال غضنفری

خیال سپید

 همیشه چیزی نازک و خیالین هست که فاصله می‌اندازد میان ترس و آرامش. و پیوند می‌زند اضطراب را به امید. چونان غشایی کم‌جان و نحیف که به سرانگشتی کنار می‌رود و آن‌گاه حقیقت عریان می‌شود. حقیقت بیرونِ آن تور است. جهان واقعی در خاکستریِ خالیِ اتاق و فقر دیوارهاست. جهان مهاجر اما زیر نرمای سپید آن حریر آرام می‌گیرد. و از پسِ آن، سیاهیِ اتاق در نگاهش رقیق می‌شود.

عکس بر ارزش نشانه‌ای شیء تأکید می‌کند: آن پارچه‌ی آویخته بر طناب در عریانی و بی‌چیزیِ اتاق تنها امیدی‌ست روشن و برقرار. چونان سازه‌ای سخت و امن که به رؤیا مجال ماندن می‌دهد. مهاجر هیچ ندارد جز آن پرده‌ی کم‌رنگ که به دور خود می‌کشد و می‌داند که بدون آن خواب ممکن نیست.