بایگان عکس و کلمه
Photo
احمد علیزاده نوحی
آبادان
1360

متن

فرزین آزرم

ویرانه‌ی منظوم

عکس جنگ است، اما حیف است که آن را صرفاً عکسی مستند از جنگ خطاب کنم. انگار سکون حاضر در این ویرانه‌ی منظوم، آن را در سطح تصویری حساب‌شده‌تر و حتی چیدمان‌گونه پیش چشم می‌آورد؛ انگار خرابی، پیش از آن‌که فاجعه باشد، به نظمی خاموش رسیده است. از زاویه‌ی دید گرفته تا توجه به جزئیات صحنه، نسبت اشیاء با یکدیگر و هر آن چیزی که یک عکس را هویت می‌بخشد، توانسته در مقام «عکس» حرفی برای گفتن داشته باشد؛ اما این قاب نباید به همین‌ها بسنده شود.

فضای بینابینی آن معنا را مدام مختل می‌کند؛‌ به راحتی در دام هیچ نامی نمی‌افتد: عکاسی از یک اثر چیدمان؟ بازسازی یک سقف فروریخته؟ طبیعت بی‌جان؟ جنگ؟ حتی گمان نمی‌کنم که داعیه‌های پست‌مدرنی مانند «عکاسی پساواقعه» یا از این قبیل هم بتواند آن را توضیح بدهد. تصویر در تعلیق باقی می‌ماند تا آن‌که بخواهد چیزی را اثبات یا گزارش کند. شاید همین سرپیچی از قطعیتْ آن را از سطح سند صرف فراتر می‌برد و آن را به تجربه‌ی بصری و ذهنی بدل می‌کند؛ تجربه‌ای که بیش از روایت جنگ، درباره‌ی وضعیت نگاه کردن به ویرانی سخن می‌گوید؛ لحظه‌ای جهان فرو ریخته اما معنای ویرانی هنوز بر زبان نیامده است.