محمد ابراهیم صافی
بدون عنوان از مجموعهی روی خط دریا
1389
متن
غزال غضنفریگریز به خاکستری
عکس لطیف و چشمنواز است و بسته یا بیانتها، نمیدانم. آن مرزِ خاکستریِ دریا گیجم میکند. کاش میتوانستم دستم را رویش بکشم و محوش کنم و غرق شوم در دریا یا آسمان. و میدانم که آن مرز تنها در عکس وجود دارد، در نگاه من.
شاید که عکس پاسخی به یک ترس است. ترس زیستن در
روزهای اندوه و
دلهره. و
من به آن نیاز دارم تا که بگریزم و گم شوم در این چشمانداز آبی موهوم؛ جایی که
ستارههای آسمانش بر ماسههای ساحلی ریخته و میدرخشند. خم شوم، مشتی از آنها را
بردارم و دنبالشان کنم. تا آن جا که کم میشوند و تمام میشوند در خاکستریِ دریا و
بعد آبیِ آسمان. و باور کنم که دریا بیپایان است و آن خط خاکستری وجود ندارد و
عکس دروغ میگوید.
