مهدی وثوقنیا
بدون عنوان از مجموعهی انزلی
1390-1392
متن
غزاله هدایتمستطیلها و مثلثها
این عکس از فرط گیر انداختن کلافهات میکند. این شکلهای مثلث پیکانوار مدام میکشدت به راست و پرتات میکند آن سوی آب و کلبهها و لاستیکها تا ببینی آن بیرون، آن طرف عکس تا کجا پیش میرود اما همین که میخواهی چند قدمی برداری چشمانت میکشندت به چپ، به ابرِ آن بالا و انعکاساش آن پایین، به لاستیکها و دوباره آسمان و آب، به درختها و آن اتوبوس نیمهی چپ که تازه دارد وارد این قاب عکس میشود. این کادر مستطیل یکپارچه دائم تکهتکه میشود و هربار میخواهد من را داخل یک تکهاش محبوس کند. و هربار یک تکهاش لنگرم میشود تا در آنجا، جا خوش کنم و با خودم بگویم در این جدال ذهن و چشم، جدال میان بیرون و درون قاب، این کلافهگیِ مدام چه لذتبخش است.
